خرید بک لینک
یه بارم قبل کنکور از ستاد داشتیم رد میشدیم،من برای اولین بار جرئت کردم و با صدای بلند فکر کردم و با اشاره به دانشکده پزشکی گفتم:دانشکدمون! الان نمیدونم چی میشه.رتبه سه رقمی؟چهاررقمی؟زیر2000؟مثه پارسال؟بدتر از پارسال؟نمیدونم واقعا.ولی الان دیگه تجربه ی همه چیو دارم.تجربه ی کنکوری بودن،تجربه ی حس گند

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 1:34

خیلی خنده داره وقتی بهم میگن به نتیجه فکر نکن.من اصلا نمیتونم به چیز دیگه ای فعلا فکر کنم!همه ی ذهنم درگیرشه.یه احساس غربت عجیبی دارم.دلایلش: 1.اونی که باید این مدت اهمیت میداد و نداد.سرگرم کار دیگه ای بود!نمیشه از آدما توقع داشت...ولی خیلی بهتر میشد اگر اون توجه میکرد.اون دفعه ای که توجه کرد خیلی خ

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 16:58

درس اول:هیچوقت،هیچوقت،هیچوقت دیگر برای جمع کاری نکن. درس دوم:به هیچکس کاری نداشته باش و سرت به کار خودت باشد.خودت را برای همه بگیر،و خودت را از همه بالاتر ببین.به هرکس دوست داشتی کنایه بزن،و همیشه مغرور باش.هیچوقت به کسی حسرت یا غبطه نخور چون تو از همه بهتری.درس سوم:لزومی ندارد با کسانی که دوست ندار

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 16:58

فان مع العسر یسرا

ان مع العسر یسرا

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 20:03

کنکور هز بین فینیشد!تموم شد! نه چندان خوشحالم،نه چندان ناراحت!فقط حس تموم شدن دارم+خودمو آماده کنم حتی اگه خواستم یه سال دیگه بشینم،خدایی نکرده.من توکل کردم به خدا،امیدوارم جوابمو بده،جواب مثبت! :)) اینم متنی که دیشب تو رختخواب نوشتم،وقتی از شدت استرس خوابم نمیبرد!: شب کنکور ساعت حدود یک بامداد جمعه

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 20:03

واقعا گاهی میمونم بین اینکه سعی کنم خالصانه خوب باشم،یا منفعت خودمو فقط در نظر بگیرم.درواقع بیشتر وقتا اینطوریه که قرار نیست چیزی به ضرر کسی بشه،و اگرم اون اتفاق بیفته چیزی به نفع من نمیشه.تو این مواقع اولین چیزی که دلم میخواد اینه که آآآآرهههه برو این کارو بکن،خوبی کن و سعی کن خالصانه هرچه در طبق ا

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:40

میخوام تو رو ببینم

نه یکبار

نه صدبار

به تعداد نفس هام.

دردم از یار است و درمان نیز هم

و ترس در نهانی ترین زوایای زندگی

و هیجان نادانسته ها...

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:40

همون لحظه که خیلی چیزا مطابق میلت نیست همون لحظه که داره از خودت بدت میادهمون لحظه که یه چیزیو با تمام وجود میخوای ولی بعد یادت میره همون لحظه که میدونی داری لج میکنی با خودت و بدنت و سلامتیت همون لحظه که میدونی قمار زندگی و آیندته همون لحظه که خوشحالی و فکر میکنی خب دیگه تمومه همون لحظه که میدونی چ

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:40

یه چیزی که به شدت روی اعصاب منه اینه که طرف رشته بووووق دانشگاه آزاد بووووق قبول شده که اصلا ربطی به رشته دبیرستانش نداره و بدون کنکور میشه رفت اون رشته ها رو،بعد میاد واسه من میشینه میگه تو دانشگاه نرفتی نمیدونی،اونجا همه چی فرق میکنه :( آخه اسکول من اگه میخواستم که با همون رتبه پارسالمم میتونستم ک

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:40

اگزکلی یک ماه مونده.یکماه سرنوشت ساز.یکماهی که پارسال میتونست باعث بشه که این کابوس تموم شه،و الانم میتونه خیلی تعیین کننده باشه.به خدا که میتونه!همه ی مسیر یه طرف و این چند قدم آخر هم یه طرف. چقدر خوبه که هنوز خوبی و خوشی تو دنیا وجود داره و یه عده ازش سهم دارن.چقد خوبه که آدمی که دوستش دارم و انسا

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:40

Since the day you left me ,no one believed me again.not becuz you were not here,but cuz i wasn't important for them as i was for you :) maybe you loved me unlimited,or perhaps i was a sample of your past and you wanted to make your dreams come true with me.everytime im being reminded of you just

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:40

حالا یه بار ما منتظر نتیجه سنجش بودیماااا...اگه اومد -_- خوبه دفعه پیش که همش سر جلسه خواب بودم و چنان افتضاحی به بار آوردم که خودم وحشت کردم،سر ساعت ۹ کارنامه نهایی رو سایت بود -_- همش حس میکنم جای یه چیزی،یا یه کسی خالیه......هم یه چیزی و هم یه کسی.یا رب سببی ساز که یارم به سلامت و از این حرفا خلا

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:40

5 سال پیش...سه شنبه سی ام خرداد...همین ساعتها...من و کتابهایم...بیمارستان...مسافری که بار سفر بسته بود و آماده ی رفتن...ما که التماس میکردیم بماند...دستگاهایی که به بدنش وصل بود...هوشیاری ای که هر لحظه کمتر میشد...قلب بیماری که تاب مقاومت نداشت...لحظه هایی که به کندی می گذشتند...چهره ی کریه سرطان...

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:40

و آخرین جمعه و باز هم عبارت منفور "کارنامه در حال بروزرسانی می باشد.لطفا صبر کنید..."

فقط یک هفته مونده.خدایا دیگه سپردم دست خودتا،بهترینا رو پیش بیار لطفا!

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 17:40

صفحه بندی